معرفی کتاب: حاء سین نون




بسم رب المهدی(عج)

 سلام

کتاب: حاء سین نون

به قلم سید علی شجاعی

چاپ چهارم قیمت ۹۸۰۰

انتشارات نیستان

۱۶۰ صفحه با امام حسن(ع).ماجرای سیاست کثیف معاویه و خرد و هوش آقای حا سین نون:)

 از آثار سید علی شجاعی دوتاش عجیب چسبید! یکی فصل شیدایی لیلاها.و یکی این

اوصیکم به خواندن


قسمتی از کتاب:

امام دست بر شانه ابو سعید می گذارد:

مگر نه اینکه من حجت خدایم بر خلقش و امام بعد از پدرم!؟

ابوسعید بی درنگ:

به یقین چنین است.

امام به یکی از ستون های مسجد تکیه می زند:

 مگر نه اینکه پیامبر خدا برای من و برادرم فرمود؛الحسن و الحسین امامان، قاما او قعدا!؟

ابوسعید سر تکان می دهد به تایید:

خودم از پیامبر شنیدم.

پس اکنون هم امام و حجتم بر مردمان، چه بر صلح،چه در جنگ....


پ.ن: فصل یک نفس عطر نرگس رسید:)

 پ.ن: صلح...این اسم گاهی با درد همراهه...که بماند!

پ.ن:  گوشی خویش را فلش نکنید مگر به اضطرار:| بیچارم کرد!


منبع این نوشته : منبع
امام ,کتاب

تو بگو! مگه راست نمیگم!؟






بسم رب المهدی(عج)

 همه داشتن بهش می گفتن بچه که نباید تنها باشه! خواهر میخواد! برادر میخواد

 گفت اونا چرا!؟ کتاب! بهترین دوست آدم!!

 و به من نگاهی کرد و خواست تایید حرفاش رو ازم بگیره

سرمو با ناراحتی تکون دادم

اولین بار بود کسی درباره کتاب چنین تاییدیی ازم میخواست!

 کتاب به نظرم زیباترین چیز بود و هست

شاید عاقل تر از خیلیا!

 اما اگه کنار احمق ترین آدم هم بشینی

وقتی گریه می کنی

وقتی میخندی

وقتی حرف میزنی

یه عکس العملی نشون میده

اما عاقل ترین کتاب نه!

خواستم بگم:

 کتاب خیلی خوبه! ولی خواهر نیست که بغلت کنه و بگه دیوونه گریه نکن!

 برادر نیست که برات غیرتی بشه!

 اما فقط گفتم: کتاب هرچقدر هم خوب ولی آدم نیست!


پ.ن: این پست به این معنی نیست که من عاشق کتابام نیستم:)

پ.ن: دلم تنگ شده..برای یه جایی تو آینده...برای آدمای غریبه..یه حس ناشناخته...یه حس گنگ..شاید هم تلخ!


منبع این نوشته : منبع
کتاب

بعضی دعاها عجیب به آدم میچسبه!





بسم رب المهدی(عج)


 بعضی دعاها عجیب می چسبن!

 مثل دعای خیر پیرزن و پیرمردها

دعای سلامت باشی دستفروش ها

خدا برکتت بده ی نیازمندان

دعای عاقبت به خیری مادر و پدرها

اما داشتم فکر میکردم

دعای یک امام، یک ولی، یک سرپرست

عجیب تر می چسبد!


پ.ن: برامون دعا کن آقا. ...

پ.ن: روزتون پر از خوبی ها...پر از دعاهای خوب

پ.ن: فتنه که چه  عرض کنم! در حدش نیستن! به عبارت دیگه بچه جمع کن بگو بزرگ ترت بیاد:)


پ.ن: سیمرغ بلورین بیچاره ترین فرد تقدیم میشه به همه دوستانی که سنگ اغتشاش گران رو به سینه میزنن و یه مشت بچه سوسول رو نگران وضعیت اقتصادی کشور میدونن!

اون وقت من میرم سطل آشغال آتیش میزنم:|


منبع این نوشته : منبع
دعای ,عجیب ,دعاها عجیب

معرفی کتاب: مسافر جمعه




بسم رب المهدی(عج)

 نام کتاب: مسافر جمعه
به قلم: خانم سمیه عالمی
انتشارات: کتابستان
قیمت:۱۳۵۰۰ تومن


جالبه! این کتاب لبریز از اصطلاحات کوچه و بازار دهه چهله! و نویسندش یه خانوم.این یعنی خانوم عالمی ظاهرا خیلی تحقیق کردن

قصه پسری به نام رسول که عاشق رضیه است.اما همه کتاب این نیست.
داستان برمیگرده به روزایی که بوی انقلاب میاد و رسولی که سختی های زیادی رو به جان میخره
همه کتاب فصل اولشه
اما اینو اول نمی فهمید
فصل آخر میفهمید:)


یه قاشق از کتاب:
خاتون هم مثل همه مادرها دو لایه بود.لایه اول، مادارانه ی خود ساخته ای است که برای بچه ها وانمود می کنند ، مبادا آشوب به دلشان بیفتد و آب توی دلشان تکان بخورد.لایه دوم ، همه آن چیزهایی است که قرار است خودشان تنهایی جورش را بکشند و بچه ها اصلا ندانند که نمی دانند.به نظر رسول سهم لایه دوم خاتون، بدون اینکه او بفهمد زیاد شده بود.....

صفحه۹۲


منبع این نوشته : منبع
کتاب ,لایه ,کتاب مسافر

جایزه یک عدد بستنی، شیرین کننده یک دنیا





بسم رب المهدی(عج)

همون روزا که به خاطر ندیدن استاد گریه می کردی باید کار دستم می اومد که
نه استاد هر استادیه
نه قرآن هر درسیه
و نه این علاقه هر علاقه ی عادی بین  شاگرد و استادیه

اما خیلی روزها از دستم رفت فقط چون اشک هاتو باور نکردم!
 
حالا امروز تو چنین تاریخی
بعد از گرفتن هزینه یک عدد بستنی:)
میفهمم که این جایزه نه هر جایزه اییه
و نه استاد هر استادی!
 
این هزارتومن شاید از نظر اون دختره به اندازه پول بستنی نمیشه! اما برای من شیرین ترین هدیه تمام عمرم بود

شیرین تر از همه جایزه هایی که به خاطر نوشتنم گرفتم
به خاطر معدل های بالام
عیدی ها
تولدم
همه چی
همه چی بود فاطمه:)
 این یه پول عادی نیست.به این اسکناس دستای استادی خورده که باید بوسیدشون:)
 حالا بگو از دست رفتم! دیوانه شدم! هرچی!
 اما من هنوز باور نکردم
اینو یکی من میدونم
یکی تو

پ.ن: استاد تو بگو اون لحظه چند؟؟:)
پ.ن: سعی کردم قشنگ بنویسم:| خدا میدونه چقدر موفق شدم!
پ.ن: امشب ماه به من خندید...ستاره ها خندید....استاد خندید..خدا خندید...همه خندیدن:)

منبع این نوشته : منبع
استاد ,خندید ,جایزه ,خاطر

که باورم بیایید...




بسم رب المهدی(عج)


زمستان فرا می رسد و من بی دلیل و بی مقدمه

رو به آسمان می گویم که دوستش دارم!

 به زمین می گویم که دوستش دارم

به درخت ها آمدن بهار را وعده می دهم

و به برگ ها میگویم که صبر کنند...

که صبر کنم...

که بمانم

که بمانند

و باور کنندتا باورم بیاید

زمستان عین بهار است

فقط کمی سرد تر...


 پ.ن: دی عاشق است و ما نیز هم:)

پ.ن: زمستون فصل سردی های گرم و دلچسب

پ.ن: عکس مثلا مربوط!

پ.ن: کاش اولین روز دی آخرین جمعه بی شما بود...


منبع این نوشته : منبع
دوستش دارم

هرکسی را بهر کاری ساختن...!




بسم رب المهدی(عج)

 

همیشه از خودم می پرسیدم که کدوم تیکه از پازل آفرینشم

دل خوش شدم به بیتی از مولانا:

 هرکسی را بهر کاری ساختن/ مهر آن را در دلش انداختن



مهرتان به دلم افتاده...نه!؟

پ.ن: شما کدوم تیکه از پازل ایید؟ برای چی به دنیا اومدین!؟


منبع این نوشته : منبع
کاری ساختن ,کدوم تیکه

معرفی کتاب: پروانه ایی که سوخت





بسم رب الحسین(ع)

 کتاب: پروانه ایی که سوخت

روایتی داستانی از زندگی شهید سید مجتبی نواب صفوی

به قلم خانم سارا عرفانی

قیمت:۶۰۰۰ تومن


 یه  قاشق از کتاب:

مرگ برای هر انسانی هست، پیر یا جوان، انسان یه روز می میره، تصادف می کنه یا مریض میشه یا زیر آوار میره یا از بلندی پرت میشه، اما اون مرگی بهتره که با عزت باشه.مرگ با عزت، از زندگی با ذلت بهتره.مرگ در راه خدا ، خیلی بهتر از مرگ عادیه.....

پ.ن: اگه میخواین ۱۰۸ صفحه از سید نواب صفوی بدونید این کتاب گزینه خوبیه

پ.ن: روزتون پر از چیزای خوب و قشنگ

پ.ن: وقتش نیست به زندگی لبخند بزنیم!؟


منبع این نوشته : منبع
کتاب ,زندگی ,نواب صفوی